پس از تعریف توبه و بیان اقسام آن, به بیان حقیقت و ارکان توبه میپردازیم؛

طبق تقسیمی که جناب خواجه نصیر آورده است, توبه با توجه به سه مقطع زمانی معنا پیدا میکند:
مقطع زمانی گذشته
مقطع زمانی حاضر
و مقطع زمانی آینده

 

_نسبت به مقطع زمانی گذشته میفرماید:

۱)میبایست شخص از آنچه گذشت, پشیمان بشود… نادم بشود…

۲)و همچنین آنچه از گذشته از او فوت شده ان را جبران کند.

عمده در اینجا آن پشیمانی و ندامت هست؛
پشیمانی و ندامت یک امر ادعایی و صوری نیست…
بلکه حقیقتا این پشیمانی در درون باید پا بگیرد, صورت پیدا کند…
“در درون” جدا… واقعا… از انچه اتفاق افتاده پشیمان بشود؛
دل بلرزد!
و چشم ببارد!

_این آه درونی و سوزش درون و بارش چشم, مثلش مثل رعد و برقی است که انجام میشود و منجر به بارش باران میشود ؛
دوتا ابر که بار مثبت و منفی الکتریسیته را حامل هستند اینها به هم میخورند و رعد و برق درست میشود و منجر به ریزش باران میشود؛
در درون باید یک رعدی یک برقی بیاید! دل بلرزد… و بعد از این، بارش چشم هم صورت بگیرد…
این یعنی واقعا ندامت و پشیمانی…
والا مطلق عذرخواهی کردن و پشیماتم, بد شد, ببخشید… چیزهایی که بر اساس لفاظی, زبان بازی… صورت بگیرد, اینها نمیشود پشیمانی باشد… پشیمانی این نیست؛ همان تحول درونی اصل و حقیقت پشیمانی است.

 

خب این اگر تحقق پیدا کند, تقریبا میشود گفت ۵۰ درصد توبه صورت گرفته است؛
باید ۵۰ درصد دیگر را در رابطه با زمان گذشته با “تدارک مافات” بدست آورد.
در دوران جنایت… در دوران خیانت… در دوران معصیت… انسان بالاخره حقوقی را تفریط کرده, چه از حقوقی که مربوط به مردم است؛
چه از حقوقی که مربوط به خداست و چه از حقوقی که مربوط به خودش است اینها باید جبران شود

به هر نحوی که ممکن است باید صاف شود! پاک شود!
والا صرف ندامتی که به دنبالش اصلاح وجود نداشته باشد, این کار تمام نیست و همانطور که عرض شد۵۰ درصد کارتمام است.
۵۰ درصد دیگر کار باقیست که باید پی بگیرد, تا اینکه واقعا توبه معنا پیدا کند…
توبه؛یعنی باز گشت… یعنی رجوع

 

_بیان تمثیلی در اینجا مفید است که این مسئله که  “اصلاح  و جبران امر مهمی است” با این روشن میشود؛
مثلاجنابعالی از قم به تهران میخواهید بروید؛ مسیر مشخص به شما راهنمایی میکنند که اگر میخواهید, از این مسیر باید بروید؛ شما یک وقت براساس آنچه دلالت کردند عمل میکنید و میروید خب به هدف میرسید.
یک وقت با توجه به اینکه میبینید جاده برای شما خوشایند نیست و در طرف مقابل جاده ی دیگری است که گل و… امور لذیذ… امور زیبا و چشم گیر وجود دارد شما راه مقابل را انتخاب میکنید و به راهی که گفتن نمیروید؛ مسیر را عمدا برخلاف آنچه گفتن میروید؛ در اینصورت اگر همینطور ادامه بدهید, یقینا به هدف نخواهید رسید…
هدف رسیدن به تهران است, شما با این راه انحرافی دارید دور میشوید؛ هرچه بیشتر فعالیت کنید, سرعت بگیرید,  ازمسیر و از هدف دور میافتید…
_یک وقت هم ادامه نمیدهید و از این سرپیچی کردن و مخالفت کردن و نادیده گرفتن پشیمان میشوید؛
و حالا که پشیمان شدید یک وقت کاملا برمیگردید؛ ۲۰۰کیلومتر…۱۰۰کیلومتر, کمتر یا بیشتر… که عوضی رفتید, به عقب برمیگردید, به جاده اصلی و بعد از انجا رسیدن به هدف را شروع میکنید…

_اما یک وقت نه پشیمان میشوید؛ اما عملا یا توقف میکنید و می ایستید یا باز ادامه میدهید!

خب اگر چنانچه برگشتید, این میشود واقعا اصلاح؛ جبران… مافات… حقیقتا رجوع… بازگشت…

باید برگشت و اصلاح کرد؛  آنچه را که تفریط شده باید جبران کرد.

در توبه هم همینجور یک سال, دوسال, کمتر بیشتر خلاف صورت گرفته؛ برخلاف مسیر هدایت انسان گام برداشته؛ قطعا حقوقی تفویت شده؛چه حقوقی مربوط به مردم, چه حقوقی که مربوط به خودش است,  چه حقوقی که مربوط به حق خدای تبارک و تعالی است؛ باید همه آنچه در این مسیر تفریط کرده جبران کند… به معنای واقعی کلمه برگردد… اصلاح کند…

لذا در آیات شریفه هم پس از آنکه قضیه توبه مطرح شده, اصلاح ذکرمیشود… وپس از اینکه اصلاح صورت گرفت میفرماید:« أُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ» (سوره مبارکه فرقان-۲۵)اینها همانهایی هستند که خداوند سئیاتشان را مبدل به حسنه میکند…

درست مثل همین!… ۲۰۰  کیلومتر اشتباهی رفته ۲۰۰کیلومتر باید برگردد…  ازهمون موقعی که دارد برمیگردد به حساب او میگذارند! خدای تبارک از همان لحظه ای که دار برمیگردد به حسابش واریز میکند! ۲۰۰ کیلومتر, همان ۲۰۰کیلومتر؛ ۵۰۰ کیلومتر, همان… هر چه بیشتر به انحراف رفته باشد, بیشتر به حساب او واریز میشود… براساس رحمت خدای تبارک و تعالی! منتها باید برگردد…