جناب خواجه طوسی پس از آنکه توبه عام را و توبه خاص را فرمود، “توبه اخص” را که مربوط به سالک است؛ یعنی توبه ازترک‌التفات‌به‌خدا آنرا مورد توجه قرار میدهد.
و حدیث پیغمبر ص که فرمود: “اگر من در هر روزی هفتاد بار استغفار نکنم دلم میگیرد” این را درهمین راستا معنا میکند که این استغفار، استغفار از ترک التفات به خدا و نسیانِ خداست.

از متن کتاب: «و اهل سلوک را التفات به غیرِحق تعالی که مقصدایشان است گناه باشد ایشان را.»

 

آدم عارفِ سالکِ اِلی اللّه اینطور است… دائماً در نماز است…
«خوشا آنانکه دائــم در نمــــازند!»

در حالت توجه به سر میبرند و از خدا غفلت نمیکنند، اینها مُقوّم وجودیشان اینست؛ اگر چنانچه مسائل و قضایا طوری رقم بخورد که نتواند این را حفظ کند و این التفات از دستش برود؛ وقتی برمیگردد، باید از آنچه که گذشته (ترک التفات به حق و التفات به غیر) توبه کند.
آنچه از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده که فرمود: “اگر من روزی هفتاد بار استغفار نکنم قلبم و دلم میگیرد، در حجاب قرار میگیرم، در زحمتم؛ لذا برای اینکه حجاب را برطرف کنم، راحت شوم، استغفار میکنم”.
خب این استغفار از چیست!؟ از ترک واجب؟ قطعا خیر؛ این حرفها چیست!…
ترک مستحب است؟ باز هم خیر
اتیان به مکروه؟ خیر
همین التفات به این و آن، التفات به کثرات خلقیه…
درسته در حال انجام وظیفه است، درسته تبلیغ دین میکند، ارشاد جاهل میکند، اجرای حدود میکند؛ اما در عین حال، “التفات‌به ‌غیر”، مزاحم با “التفات‌به‌حق” است. و برای او گناه به حساب می آید و باید از این به درگاه خدا توبه کند… گناه اهل سلوک همین است که به‌غیرِحق‌توجه‌پیدا‌کند… این میشود گناه…و از آن باید توبه کند.

 

یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشم
‌‌‌ شاید که نگاهی کند و آگاه نباشم