توبه‌عام، موقوف و معلّق بر دوشرط است:

۱)انسان افعالی که او را به مقصد نزدیک میکند بداند.  و افعالی که انسان را از مقصد دور میکندرا نیز بفهمد.  بایداین علم و معرفت برای انسان حاصل شود.  به بیان دیگر, انسان باید بداند آنی که او را به کمال میرساند چه فعلی است… یا آنی که او را از کمالش بازمیدارد چه فعلی است… معرفت لازم است تا توبه تحقق پیدا کند…

خیلی ها اصلا معرفت ندارند فلان امر گناه است یا فلان امر واجب است؛ لذا چون معرفت ندارد ولو ترک واجب میکند توبه نمیکند؛ ولو اینکه مرتکب حرام میشود چون معرفت ندارد این کار حرامی است توبه نمیکند…

پس اول انسان بفهمد اسباب قرب چیست ؟ و اسباب بُعد کدام است؟ این شرط اول است. بنابراین, شرط اول علم به اقسام افعال بود که کدام فعل از اسباب رساننده به کمال بود یعنی مبلغ ماست به کمال, ما را به کمال میرساند و آنکه کدام فعل رساننده به نقصان بود… انحطاط … سقوط…
اسباب رسیدن به کمال چیست؟ اسباب رسیدن به نقصان و انحطاط و سقوط چیست؟  اینها را باید بداند…

 

۲) شرط دویم وقوف بر فایده حصول کمال رضای تعالی و بر خلل حصول نقصان و سخط
انسان واقف بشود… مطلع شود که حالا که به کمال رسیدیم چه فایده ای دارد؟!… یا مثلا اگر نرسیدیم چه خاکی به سرمان میشود!…
خب معلوم است فایده حصول کمال رضای خداست.
و خللی که در حصول نقصان هست سخط خداست.
انسان این را بفهمد متوجه بشد که انسان که به کمال برسد میشود مورد رضای خدا
انسانی که ناقص باشه و از نقص به کمال در نرود میشود مبغوض خدا
خب این بدترین بدبختی است دیگر…
همونطور اولی بهترین خوشبختی است… « رَضِيَ اللَّهُ عَنهُم وَرَضوا عَنهُ»

اینها را انسان اگر بفهمد دیگر توبه از او خوب صادر میشود…

مثل فرمایشات بسیار زیبای مولوی
مثل اسبهای سیس…
اسبهای شتابان…
مشتاق… به طرف چراگاههای ازاد…
گرسنه…  چست و چالاک… به طرف چراگاههای پر علف و ازاد چطور مسابقه میدهند… میدوند به طرف چراگاههای ازاد
انسانی که اینها را کسب کرده
این معرفت برای او حاصل شده
به طرف مغفرت خداوند اینطوری چارنعله میتازد…
بنابراین شرط دوم فایده بر حصول کمال است. خب فایده حصول کمال چیست؟ حصول رضای تعالی

از متن کتاب: « وقوف بر فایده حصول کمال رضای تعالی و بر خلل حصول نقصان و سخط » _خِلل جمع است؛ خَلل که باشد مفرد است و یعنی ایجاد یک کمبود, کاستی
کاستی که از حصول نقصان نصیب انسان میشود چیست؟ سخط خدا

«پس هر عاقل که این دو شرط را حاصل باشد البته گناه نکند»(داستان, داستان دفعی میشود)
«و اگر کرده باشد ان را به توبه تدارک کند». (داستان میشود, داستان رفعی)