“اما ناکردن ِفعلی که از قسم سوم باشد و کردن فعلی که از فعل چهارم باشد، ترک اولی باشد و از معصومان ترک اولی ناپسندیده باشد و توبه ایشان از ترک اولی باشد.” (صفحه ۲۶ کتاب)

_توبه‌عام؛ که مربوط به عموم مردم است، که توبه از ترکِ اجتنابِ ازمحرمات، توبه از ترک واجبات است. فرد٬ وظیفه اش را٬ در واجبات و محرمات آنطور که باید انجام نمیدهد. اتیان واجبات ندارد، ترک محرمات ندارد… خب این توبه عام است، گناه اینها اینطور است.

 

_و اما طبق فرمایش خواجه “توبه‌خاص” , “توبه معصومان” است؛ یعنی توبه از ترک اولی. اموری که فعلش واجب است، که باید انجام بدهد، انجام نمیدهد؛ کاری که بهتر است ترک کند، ترک نمیکند. و این را براساس آنچه ایشان آورده,  “ترک اولی” مینامیم. و توبه معصوم از ترک‌اولی است.

و میفرماید آنچه را از آدم نقل شده: “وَ عَصی آدَم ربَّه ُفَغَوی” این را ایشان همین ترک اولی میداند. عصیان یاگناه آدم این بود:مرتکب حرام نشد یا ترک واجب نکرد. مرتکب مکروه شد، ترک مستحب کرد.  این گناه آدم بود و باید توبه میکرد و توبه کرد. خودش از این کار(ترک اولی) تعبیر به “ظلم برنفس” کرده: “رَبَّنا ظَلَمنا أنفُسَنا وَ اِن لَم تَغفِر لَنا وَ تَرحَمنا لَنَکونَن َّمِن َالخاسِرین”

 

اما انسان‌ِ عارف، انسان سالک؛ توبه ی او از تَرک‌توجه‌به‌خدا یا ازالتفات‌به‌غیر است. سالکِ عارفِ متوجه به خدا که باید سرتاپای وجود او را توجه به خدا فراگرفته باشد و آنی از خدا غفلت نکند؛ اگر طوری شد که از خدا غفلت کرد و به امور غیر حق؛ ولو اینکه حرام نیست؛ ولو اینکه مثلا مکروه هم نیست؛
نفس، التفات به غیر و غفلت از حق برای او گناه به حساب می آید و باید از این به درگاه خدا توبه کند.