خواجه نصیر میفرماید:

_گناهِ عامه ی مردم همان ترک واجب و ارتکاب به حرام است و توبه اش هم اینطور قابل تصور است که بگوییم از ترک واجب برگردد یا از ارتکاب حرام دست بردارد.

_در قسم دوم که ترک اولی هست، این را میفرماید: گناه پیامبران؛ پیامبران ترک اولی برایشان گناه است. لذا آنچه از حضرت آدم نقل شده است: “وَعَصی آدَم رَبَّهُ فَغَوی”
جناب خواجه، اینجا عصیان را به ترک اولی تعبیر کرده است.

از هر پیغمبری ترک اولی سر بزند، گناه به حساب می آید.
لذا اگر از آیاتی تعبیر به گناه نسبت به پیامبران برآید، باید بر ترک اولی حمل کرد.

_اهل سیر وسلوک، گناهش مناسب با خودش است؛ یعنی:
غفلت از خدا
التفات به غیر
التفات به ماسِوا
و غافل شدن از حق

نفس غفلت از خدا و التفات به غیر از سالک و عارف گناه است.
گناهِ عارف اینطور است.

 

حالا ممکن است کسی اینطور به ذهنش برسد که خواجه عرفا را از انبیا بالاتر معرفی کرده…! چرا که خواجه اینطور گفت که:

+گناه عام، یعنی ترک واجب و ارتکاب محرمات
+گناه انبیا، یعنی ترک اولی
+و بالاتر از اینها گناه اهل معرفت و سیروسلوک, که توجه به غیر کردن است.

و مقاماتی که برای اهل سیروسلوک و عرفا ذکر کرده خیلی بالاتر است از مقامات انبیاء؛

▪️گناه عامّه را گفته گناه “عام”،
▪️گناه خاصه را که انبیا بوده باشد, گفته گناه “خاص”،
▪️اهل سیروسلوک را گفته, گناه اَخَص و مقاماتشان را بالاتر برده از انبیاء.

 

در جواب باید گفت:
اگر انبیا را عارف ندانیم فرمایش شما درست است…
آیا ایشان چنین گفته
که انبیاء را عارف نمیدان؟!
یا اینکه انبیا را در راس عرفا قرار داده است؟

منتها اینجا دوتا حیثیت کرده و حکم هر حیثیتی را بیان کرده؛
یعنی مثلا پیغمبر اکرم(ص)
با توجه به مقام رسالتش، با توجه به مقام نبوتش یک حکمی را دارد،
باتوجه به آن عرفانش، باتوجه به آن قربی که دارد و سیری که کرده و وصالی که به دست آورده خُب این حیثیت دیگری هست که حکم دیگری دارد.