بعضی از دکان دارها نقل کردند، طرف در ابقای خطابه اش گفته بود که:

من به تجلیات ذاتیه دست یافتم، وکسی که میخواهد وصی من شود و به او اذن بدهم بعد از من تصدی و دستگیری افراد را به عهده بگیرد؛
باید از تجلیات ذاتیه برخوردار بوده باشد!!

بچه بازی شده…!!

 

صدرالدین قونوي شاگرد شاخص محی الدین عربی نقل میکند که؛

وقتی محی الدین در قید حیات بود من از تجلیات ذاتيه بهره مند نبودم , بعد از اینکه ایشان از دنیا رفت و مدتی گذشته بود در یک مکاشفه ای به ایشان عرضه داشتم که ما از این، بی نصیب هستیم عنایتی بفرمائید کاری صورت بگیرد و ما برخوردار شویم؛

آنجا بود که صدر الدين قونوي با آن عظمت از تجلياتي برخوردار شد.

 

تاتو نکنی ریا، بدل با اخلاص / کی باشَدَت از بندگیِ دیو، خلاص
وز دیو خلاص را نیابی /  نشَوی شایسته بندگیِ یک بنده خاص

تا ریا را تبدیل به اخلاص نکنی, از بندگی دیو نفس یا شیطان, چه طور رها میشوی؟!

باید مخلص شوی…  با آن دقتی که عرض شد…

عرض کردیم این شعرها مناسب خواجه نیست(به لحاظ صحیح نبودن وزن شعری ، نه از لحاظ مفهوم) اما در این نسخه از کتاب آمده است.