در”صد میدان” جناب خواجه عبدالله انصاری, سخن از توبه عام دارد؛ توبه خاص؛ توبه اخص . یا سخن از توبه عاصی, توبه مطیع و توبه عارف دارد.

کسی که مطیع است، باید یک طور توبه کند، عارف یک طور توبه کند.
توبه عاصی مشخص است از گناه، اما توبه مطیع از اطاعت!

_ممکن است، پرسیده شود که؛ عاصی را بفرمایید توبه کند،
اما آنکه در حال اطاعت است چرا؟
یا عارف چرا؟

_در “صد میدان”جناب خواجه خیلی زیبا این را بیان کرده، به ترتیب و بانظم ویژه ای.

خواجه در صدمیدان چنین میگوید:

“توبه عاصی” از کوچک شمردن گناه،
“توبه مطیع” از بزرگ شمردن طاعت،
و”توبه عارف” از نسیان منّت است.

 

بالاترین گناهی که از گنهکار سرمیزند اینست که؛ گناه را سبک بشمارد.

کسی که اطاعت میکند و پیش خودش طاعت و عمل را بسیار بزرگ میشمارد، دراینجا یک گناه در مسیر اطاعت انجام میشود، که باید توبه کند.

و عارف را خدا یک منتی بر او گذاشته و او را در راستای خودش قرار داده و عارف این را به دست فراموشی میسپارد.