فصل چهارم (نیت)را طوری گفتیم که اخلاص را هم دربرگرفت.
نیت را به انگیزه تعبیرکردیم.

_چه انگیزه ای ما را به حرکت قربی وتقرب الی الله وادار میکند ؟
_فقط و فقط خدا!
حب دنیا و… که مانع راه است… حتی گفتیم ترس از جهنم و طمع در بهشت هم مانع است.
حالا خواجه این دو امر را در اخلاص آورده است که همان رادر نیت بیان کردیم.

 

«وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ »(سوره مبارکه بینه . آیه ۵)

«أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ » (سوره مبارکه زمر . آیه ۳)

 

آیه شریفه ای که خواجه در اینجا (در فصل ششم) آورده است، نکته زیبابی دارد:

کسی که قصدسیروسلوک الی الله دارد باید حرکتش به  سوی حق، مانند حق باشد به سوی خلق.

_یعنی چه!؟
_حق که حرکت کرد (به حرکت ایجادی) و خلق را ایجاد کرد ، به چه غرضی؟ به چه هدفی؟ آیا خدای تعالی برای خودش نفعی را در نظر گرفت؟ غرضی داشت!؟

خداوند تبارک وتعالی، فیاض علی اطلاق، چون که امساک فیض براو محال است، فیاض علی الاطلاق است. “کل یوم هو فی شأن” حرکت ایجادی را رقم زد بی هدف و بی غرض…

نه اینکه حکیمانه نیست، اشتباه نگیرید! درکار او هدف هست؛ در کار او غرض هست؛ نتیجه هست ؛ تماما پی مصالح و حِکَم است…

_اما برای بدست آوردن چیزی که ندارد!؟ کسب امتیازی!؟ خدا کاسب است!؟
_قطعا خیر

“علم اناني خداوند به خلق” و اینکه بهترین وجه آفرینش چگونه است، ایجادکرده که دست به آفرینش بزند، بی غرض و بدون اینکه نفعی را در نظر بگیرد …

او غنی علی الاطلاق است؛ غنی علی الاطلاق کارش براساس کسب نیست؛ بلکه فیاض است.

 

پری رو تاب مستوری ندارد
چو در بندی سراز روزن درآرد