سیر یک حرکت خاص و ویژه است که؛ برای انسان های ویژه و خاص تعریف میشود.
یک امر عمومی، معمولی، مناسب با فهم عامه مردم نیست.
مردم همین قدر که جهنم نروند و متنعم از نعمات بهشتی شوند، برای آنها کافیست و همین مدنظرشان است.

علامه طباطبایی در رساله الولایه تصریح میکند که؛ میشود از اعمالی که به قصد ترس از جهنم یا طمع در بهشت انجام میشود،عبادت را سلب کرد و بگوییم اینها عبادت خدا نیست.
البته بطور مسامحه بله!
اما حقیقتا خیر، نباید آنها را عبادت دانست…

وصال به حق و تقرب به او تنها قصد سالک الی الله است.
به این صورت میشود؛ خالصِ مخلص، درست مثل خدا!

گاهی مردم صریحا هم به زبان جاری میکنند؛ میگویند: اگر قرار باشد تنعّمات بهشتی نباشد،
چه نمازی ؟ چه روزه ای؟ برای چه این کار؟ مگر بیکاریم؟
گرچه در تعالیم دین این امر پذیرفته شده است که؛ عملی به خاطر ترس از جهنم یا طمع در بهشت انجام شود، عبادت به حساب میاید
منتهی در حد فهم عام مردم سخن گفتن است.
سخن گفتن در حد عامه مردم به این معنا نیست، که تا خالدِینَ فیها را به آنهاگفته باشند…خیر…