خواجه نصیر، پنجمین امری که سیروسلوک را تمهید میکند ،”انابت” دانسته است.
در منازل السايرينِ خواجه عبدالله انصاری ، “انابت” مرحله چهارم از سیروسلوک است.

بنابراین؛ جناب خواجه نصیر انابت را قبل از توبه دانسته و اصلا از تمهیدات دانسته؛ نه از مراحل حرکت. امادر منازل السايرين انابت را برتر از توبه، بعد از سخن از توبه، خواهیم داشت.

 

۱)انابت، فعل مزید فیه از “نابَ” است. و یکی از معانی “نابَ” , “رجوع” است. البته به صورت مکرر؛ وقتی  مکرر در مکرر رجوع صورت گیرد، میگویند: نابَ.

_”انابت” هم که مزیدفیه نابَ است، به همین معنی آمده: بازگشتِ مکرر. زنبور عسل که بین کندو و صحرا برای کشیدن شهد گلها و گیاهان، حرکت مکرر دارد، میگویند: نوب.

۲)معنی دیگر “انابه” یعنی؛ نائب قرار داد.
نابَ یعنی نائب شد.
ناب عنه ؛ یعنی از او نیابت کرد.
“انابه” یعنی او را نائب قرار داد.
“انابه عن نفسهي” یعنی اورا نائب خودش قرار داد.

۳)اما معنی دیگری که برای نابَ گفته شده و انابه با توجه به آن معنای جدیدی پیدا میکند، اینست که ؛ناب یعنی با قصد و با اختیار در یک جایگاهی فرود آمد، نازل شد. پس “انابه” میشود فرود آورد، و”نابَ” فرود آمد.

 

_در منازل السایرین ِخواجه عبدالله انصاری “انابت” منزل چهارم است؛ و معنای”رجوع مکرر‌ در مکرر” پررنگتر است .
یعنی وقتی شخص”یغضه” پیدا کرد و بیدار شد، و بعد توبه کرد، و بعدمحاسبه داشت، دیگر این شخص رجوع مکرر دارد؛
نه ازگناه به صواب
بلکه ازکارهایی که روزمره انجام میشود، برمیگردد به جایگاه اصلیش.
کسیکه درمنزل چهارم قراردارد، اینطور است؛
از خانه خارج میشود به محل کار، درس، بازار میرود، باافرادبرخورددارد، در خانه بازن و فرزند برخورددارد،
اینها رجوع به کثرات خلقیه است، که کار خلافی هم نیست، کارهایی را که باید انجام میدهد؛اما بعدازحشر با این کثرات باید به پایگاه اصلیش که”توحید” است،که خداست، برگردد و سر بر ذکرو یاد اوگذارد و دل را متوجه یاد او سازد.

_در اوصاف والاشراف “انابت” جزء مقدمات سیر است.
به معنای “با قصد و اختیار در جایگاهی فرود آمد” هرچند که خواجه درمعنای لغوی انابه معنای “بازگشت” را مورد توجه قرار داده.
ویعنی؛ ازخرِنفس پیاده شدن… خود را آماده کردن برای اینکه از این به بعد کارهایت براساس
خدا
ایمان
تقوا
پاکی باشد؛

نه آنچه دل میخواهد یا نمیخواهد…