درست است “راه راست” یک مسیربیشتر نیست، یک راه و آن راه مستقیم؛
لکن افرادی که در این راه قرار دارند، باتوجه به استعداد ها و قابلیت های گوناگون و باتوجه به امکاناتی که ممکن است در اختیار آنها باشد (از شرایط بیرونی و درونی) در حرکتند.

یکی با سرعت بالا حرکت میکند، یکی با سرعت پایین …
یکی با زحمت و افت و خیز یکی سینه خیز …
باتوجه به شرایطی که برای او وجود دارد ؛ نه اینکه خواسته باشند بگویند راه چندتاست؛
مسیر یکی بیشتر نیست: «اهدنا صراط المسقیم» که عبارت است از «صراط الذین انعمت علیهم» ؛نه مغضوبین, نه ضالین .
حالا با چه شرایطی میتوانی بروی؟ ممکنه با هواپیما …یکی با سواری, یکی با اتوبوس…
« لایکلف النفس الا وسعها»

در مقام تمثیل به بذر مثال میزنیم که در اندازه وسعش میشود ریحان میشود, جعفری تره .. .
حالا بذر گشنیز آب و املاح و نور بهش میرسه و خوب رشد میکند, بعضیجاها نور به اندازه کافی نیست, خوب رشد نمیکنه… (“ما اتها”؛ یعنی این نور… این املاح حرارت…)
و “وسع” استعداد ذاتی است؛ که ریحان با تره فرق دارد و هر کدام وسع و قابلیتی دارند.
در قرآن آنجاهایی که مربوط به مال و ثروت … اینهاست میفرماید: «ما اتها »
اما انجا که مربوط به درک و فهم و اینهاست, میفرماید: «وسع»
حالا این مسیر سیر وسلوک برای فرد براساس درک و فهم وسعش استعداد ش و شرایط بیرونی و امکاناتی که در اختیار او قرار گرفته, محیط جغرافیایی, دوستانی که در اطراف او هستند؛ ایجاب میکند که این طور رقم بخورد.
مثال دیگر اینست که؛ چند نفر هستند که یک مرض دارند, فرض کنید همه ناراحتی گوارشی دارند به یک طبیب مراجعه میکنند طبیب معاینه میکند و با توجه به مزاج او یک دارو میدهد و به کس دیگر داروی دیگری ؛ همه یک ناراحتی, اما داروهای متفاوت ! نباید به طبیب سوء ظن داشت… این که متعدد است یعنی توجه دارم به قابلیت ها و مزاج ها و لیاقت ها …