“صدیق” کسی است که در هیچ رتبه از مراتب وجودی او خلاف نمیتوان یافت، نه به عین؛ نه به اثر؛ نه خود خلاف، نه آثار آن.
این همان بحث عصمت است(معصوم بودن).

“صدیق” علاوه بر اینکه پیشه اش صداقت و راستی است (همانند صادق)، اما زائد برآن هم دارد؛ وآن  لفظی است که خواجه در کتابش آورده است: “ملکه”

یعنی صداقت و راستی در “صدیق” علاوه بر اینکه پیشه اوست، ملکه او شده باشد. براحتی نتواند خلاف عمل کند، خیلی سخت و به زور بتواند خلاف عمل کند، براحتی صادق بوده باشد، نه به سختی. ملکه اش شده … به راستی…