برخی روشن فکر مآب ها میفرمایند؛ دروغ و قبح آن، صدق و حسن آن، “نسبی” است. وقائل به نسبیت اخلاق میشوند.

بین “اولا وبالذات” و “ثانیا و بالعرض “باید فرق گذاشت.

گاهی پیش میاید که؛ اگر راست بگویی، مسئله‌ای به وجود می آید. و اگر کذب بگویی، مشکلی حل میشود، این ثانیا و بالعرض است. شما نمی توانید قائده ای کلی به وجود بیاورید.

اولا و بالذات، “صدق” حسن است.

اولا و بالذات، “کذب” قبیح است.

راستی و مطابق واقع عمل کردن چیزی است که عقل و وجدان و تمام آنچه از مقدسات برشمرید، تایید میکنند. با دروغ و کذب هیچ کس کنار نمیاید، اولا و بالذات .

حالا در برخی موارد اهم و مهم پیش میاید که به خاطر مصالحی جابه جا کنیم. مثلا وقتی کسی درحال غرق شدن است، من نگاه کنم که اگر بخواهم نجاتش دهم نمازم قضا میشود ؟ کدام عاقل میپذیرد؟ حالا بیاید از این قاعده بسازیم که؛ نمازخواندن، حسنش، نسبی است، و نجات دادن، حسنش یا قبحش، نسبی است .

این نسبیت را در فضای ثانیا و بالعرض بیاورید، وبا هم خلط نکنید…