فصل چهارم از باب اول کتاب شریف اوصاف والاشراف “صدق” است. صدق چهارمین امری است که سیر و سلوک الی الله را تمهید میکند. از صدق، به راستی و درستی تعبیر میکنیم؛ هر چیزی همانطوری که باید باشد، هرچیزی به موقع، هر حرکتی براساس مبانی خاص خودش.

در مباحث اخلاقی، عالمان اخلاق، ۴خلق را رئوس فضایل اخلاقی معرفی نمودند، که همه منتهی به یکی، که همان “عدل” است، میشود.
عفت
حکمت
شجاعت
عدالت
اساس همه خُلقهای فاضل عدالت است. و ریشه همه خلق های فاسد، چیزی برابر عدالت است، یعنی؛ ظلم، انظلام.
هرچه سرجای خودش بوده باشد میشود عدل و عدالت؛ و از جای خودش انحراف یابد میشود انظلام.
این را علمای اخلاق فرمودند.

اما آنچه در قرآن و فضای قرآن مطرح است، اینست که؛ اساس همه فضایل چیزی نیست جز صدق. این خیلی گسترده است و تمام شئون انسان را تحت پوشش قرار میدهد از فکر و نیت و تعقل تا پایین ترین مراتب، تحت پوشش صدق قرار دارد.

 

_شخصی که مومن است، کسی که نیت کرده به طرف حق حرکت کند، باید صادق باشد، باید انچه از او در مرحله سیر وسلوک صادر میشود، براساس؛
حق جویی
و حق طلبی
و واقعیت امر بوده باشد،
وگرنه کار سامان پیدا نمیکند.
انسان باید صداقت خود را به ملکوت نشان بدهد. وقتی میگوید؛ من نیت کردم به طرف خدا بروم، وقتی میگوید من مومنم، من ثبات قدم دارم، به معنی واقعی مومن باشد، به معنی واقعی ثبات داشته باشد، و واقعا نیت کرده باشد به طرف حق حرکت کند.