خواجه فصل اول از باب اول از کتاب را, با آیه ۸۲ از سوره مبارکه انعام آغاز میکند.

حق تعالی در این آیه میفرماید: «الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ»

“کسانی که ایمان آوردند و ایمانشان را لباس ظلم نپوشاندند. اینها در امنیت هستند و اینها هستند که به مقصد می رسند .”

نکات آيه:
اگر حرکت در مسیری که خوف و خطر و گمراهی و مشکلات خودش را دارد ، انسان احساس امنیت نکند ،حرکت, حرکت ابتری خواهد بود.

حال سوال اینست که در سیر و سلوک الهی چه کسانی در امنیت اند؟ چه کسانی ره به مقصود میبرند؟ در پاسخ باید بیان داشت که ظلم مقوله ای است عملی ؛  وضع شی ء در غیر موضع خودش ظلم است. و از مومن قصور و تقصیر عملی پذیرفته نیست. مومني که عمل ظالمانه نمی کند در امنیت است . این راه به مقصد و مقصود خواهد برد…

بنابراین طی طریق کردن, مستلزم ایمان است ایمانی که با ظلم منزوج نشده است. وطبق این آیه مومنی که عملش کما ینبغی است … درست عمل میکند , به جا عمل میکند… یعنی همان چیزی که به عنوان عمل صالح مطرح میشوند؛ یعنی عمل را به موقع و به وقتش انجام دادن…

چه بسا انسان کار خوبی را انجام میدهد که به موقع نیست تاخیر دارد یا جلوتر صورت بگیرد…که عنوان عمل صالح نمیگیرد. مثلا  ممکن است  نماز ظلم باشد؟
کسی در حال غرق شدن است اینجا نماز خواندن عمل صالح نیست و وقت نجات است.هرچند نماز قضا شود باید به اهم پرداخت. چه بسا انسان کار خوبی را انجام میدهد که به موقع نیست ، تاخیر دارد یا جلوتراست.عمل صالح عملی است که براساس ضرورت و به جا صورت بگیرد.

نکته دیگر آيه در معنای؛ “مهتدی”؛ یعنی کسی که ره به مقصد میبرد است ؛ اینکه “هم” قید حصر است( فقط اینها ) ؛ پس غیر اینها ره به مقصد نميبرند…