ایمان را با تقلید و ظن و اوهام و خیالات نمیشود سامان داد.

ایمان با راهکار و علل و مقدمات و مقتضیات خودش قابل تحقق است. باید باتعقل ، تدبر ، تأمل ایمان ساخته بشود، نه تقلید.

بنابراین تاکيد آيات ارشادی قرآن به تفکر، تعقل و تدبر مشخص میشود .

“تدبر” به معنای پیگیری و “تفکر” به معنای اندیشیدن است.
پس نباید بعد فهمیدن، رها کرد، بلکه باید پیگیری کرد.

تعقل و تفکر مثل یک امر اتوماتیک (طبیعی) تعبیه شده اند.

 

حال  باید دانست که سرمایه ما در تفکر  “بدیهیات”؛ یعنی چیزهایی که انسان عاقل در آنها تعلل نميکند, میباشد.

یکی از این حقایق (بدیهیات), این است که انسان سراسر نیاز است؛ حتی سلاطین,که اگر بسیاری امور را  هم فراهم کنند بازهم در اموری دچار نیاز و نقض و ناتوانی اند. بنابراین خواجه نیز کتاب را با این نکته آغاز کرده که پس این فقیر بدون غنی سرپانيست.

پس باید به سمت او حرکت کرد تا به کمال رسید . این استنتاج تکیه بر سرمايه(بدیهیات) است. این در درون ما نهاده شده است.

و اينچنين “تفکر و تدبر” ما را به ایمان خواهد رساند، طوری که فرد دلبسته شود و تصدیق کند.

از نظر علمی تصدیق میکند و از نظر عملی خاضع میشود .(آمن به ، آمن له )