«یا ایها الذین انتم الفقرا الی الله و الله الغني و الحميد »

ای مردم بدانید و آگاه باشید!
که شما فقیر هستید (فقیر به خداوند)…

اگر ما درباره “غنای خداوند” تفکر کنیم؛ می بینیم، این، “ذات” اوست .
غنای او کسبى نیست؛ عین ذاتاوست.

خداست (خودآ)
یعنی خود به پای خود با تکیه به خود هست.
ذات او “هستی” است .

تقابلی که بین فقر ما و غنای خدا هست ایجاب میکند, ما به همان معنایی که غنا را برای خدا اثبات کردیم،همان معنا را در رابطه با فقر خودمون در نظر بگیریم؛ یعنی فقر عین ذات مااست ؛ همان طور که غنا عین ذات خداست.

خدا غنايش را کسب نکرده، ما هم فقر مان کسبی نیست .
تشکل ذات ما از فقر است. سر تا پا نیازیم… در حقیقت، عین نیازیم…

در فضای فلسفه صدرایی از این تعبیر میکنند به امکان فقری یا وجود مجازی یا وجود ربطی .

انسان اگر این مورد را در نظر بگیرد متوجه میشود که “کمالی” در کار است در برابر این “نقص”. و باید این را بدست بیاورد و به آن برسد و شوق تحصیل این کمال مفقود در او بوجود می آید. و این شوق یعنی “حرکت”. یعنی به راه افتادن …