خواجه نصیر دراوایل کتاب اوصاف الاشراف, تشبیه و تنزیه صرف را محکوم و مردود دانسته است. محی الدین عربی نیز میگوید: کسی که خدا را تنزیه صرف میکند, او یا بی ادب است یا جاهل؛ به این صورت که خداوند را با این تنزیه(تسبیح) بدون حمد, از خلقش جدا کرده و خلق را یک طرف و خدا را جدا تصور کرده است.

تعالیم قرآن نیز تنزیه صرف را نمی پذیرد؛ چرا که خداوند در عین اینکه منزه است؛ در همه چیز خودش رانشان داده و تجلی کرده است؛ در عالم عقل, عالم مثال, عالم ماده… که انسان کامل, تجلی اعظم حق است.

در این بیت ازشعر جناب حافظ: «یارب به که شاید گفت این نکته که در عالم رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی» “رخساره ننمود” اشاره به تنزیه دارد, و “شاهد هرجایی” تشبیه است. درست است که “او” منزه از هر تشبیهی است؛ اما حمد برای اوست. هرچه که ستوده بشود, هرچه در عالم مورد ثنا قرار بگیرد, همه برای اوست… یک گل که انسان برابرش سرور پیدا میکند, این جمال اوست… آسمان و کوه مظهر اسم رفیع اویند… در تمام مظاهر خلقیه خود را نشان داده است. نمیشود چیزی را بستاییم که از حق جدا باشد… لذا مشهود هرجایی است, در عین اینکه منزه است. در همه چیز خودش را نشان داده و تجلی کرده است.

لباس تشبیه مناسب حضرت حق نیست «لیس کمثله شیء». هرچه در تصور دارید او برتر است . و این است معنای الله اکبر( الله اکبر من أن یوصف). “الله اکبر” اول به نظر می آید معنی اش این است که “خدا بزرگ تر از همه چیز است”؛ اما این معنای درست نیست؛ چراکه با توجه به روایتی از امام صادق(ع) این معنی یعنی برای حق محدودیت قایل شدیم؛ به اینصورت که خدا را بزرگتر از بقیه دانستیم. و لذا امام میفرمایند: خدا بزرگتر از آنست که به وصف آید. پس اوصاف متناهی بر او نمیشود و قامت او نامتناهی است.

در نماز هرچند حضور قلب وجود داشته باشد, بالاخره یک تصویری از خدا در ذهن است( یک تصور نه شکل) و بنابراین پس از پایان نماز سفارش به تسبیح حضرت فاطمه س شده؛ که الله اکبر (هر تصوری از ذهن من بود و تو مبراهستی و اینچنین تنزیه میکند). و چون تنزیه این آفت را دارد که خدا را از مظاهر جلال او دور و جدا دانست, بلافاصله حمد او میکند(الحمدالله)؛ چرا که درست است که از هر تشبیهی منزه است, اما هرچه در عالم ستوده شود حمد و ثنای اوست. و چون این هم آفتی دارد که بگوییم همه چیز از جمال و جلال اوست؛ یعنی محدودیت هایی که در این مظاهر ممکن است وجود داشته باشد به حساب اوگذاشت, لذا بلافاصله “سبحان الله” میگوییم؛ باز تنزیه و تسبیح میکنیم. شاید این پاسخ خوبی باشد که چرا قبل از هر تعقیبی برای نماز, تسبیح حضرت فاطمه زهرا (س) وارد شده است و رازش چیست.

ولذا در رکوع و سجود نیز میگوییم: «سبحان الله» تنزیه. «و بحمده» حمد میکنیم مظاهر اورا درعالم, تجلیات او را در عالم, هر چه مورد ثنای ما باشد همه برای خداست. “و” بین ذکر «سبحان ربی العلی و بحمده» به معنی “مع” میباشد(با- به مصاحبت)؛ پس در رکوع و سجود حق را تسبیح با حمد میکنیم.

بنابراین تسبیح صرف مردود است. حمد صرف نیز مردود است.