آقای حکیمی در صفحه ۳۴ کتاب مقام عقل، جمله‌ای را از امام خمینی (ره) نقل کرده و از آن استفاده ابزاری کرده است.

ایشان می‌گوید: «امام خمینی با همه اطلاع و علاقه خاص به فلسفه درست می‌گویند:  اشخاصی که قبل از اسلام بودند در عین حالی که اشخاص بزرگی بودند مثل ارسطو و امثال او مع ذلک وقتی کتابهای آنها را ملاحظه می‌کنیم بویی از آن چیزی که در قرآن کریم است در آنها نیست.»

بعد هم آقای حکیمی با تکیه بر فرموده امام  ـ البته به زعم خود ـ تکلیف فلسفه اسلامی را مشخص کرده و فرموده‌اند: فلسفه اسلامی نیز چون از آغاز از همان کتابهای یونانی و امثال آنها گرفته شده و ترجمه شده است، نه از متن قرآن و سنت، ماهیتا و اغلب، پیرامون همان انگاره‌ها بحث کرده و بسط یافته است. یعنی در فلسفه  اسلامی که ماهیتا و اغلب پیرامون همان انگاره های یونانی بحث کرده و بسط یافته است نیز بویی از قرآن نیست چون برگرفته از ارسطو و افلاطون است.

علی‌رغم اشکالات این برداشت و این نتیجه‌ای که آقای حکیمی از فرمایشات حضرت امام گرفته‌اند ـ که در جای خود باید به آنها پرداخت ـ  عرض می‌شود با توجه به مبانی امام در فلسفه، منظور ایشان از عبارت یادشده (در صفحه صحیفه امام جلد ۱۸ ص ۲۶۱) این است که معارفی که قرآن درباره مبدأ و معاد آورده به قدری ناب و در اوج است که فلاسفه قبل از اسلام ـ علی‌رغم همه بزرگی و زحماتی که کشیده‌اند ـ بویی از آن نبرده‌اند و افزون براین، حقیر معتقد است حتی فیلسوفان و عارفان مسلمان ـ اگر می‌خواستند فقط و فقط فیلسوف و عارف باشند و از هدایت‌های قران کریم و معارف اهل بیت علیهم السلام استفاده نکنند ـ نیز بویی از آن اوج نمی‌بردند؛

البته همان طور که واضح است لازمه این سخن آن نیست که ما با تکیه بر حقانیت قرآن و مکتب اهل بیت علیهم السلام، متاع و کمالات دیگران را نبینیم و یا آنها را به صورت غیرمنصفانه ارزیابی می‌کنیم؛ چرا که این امر با تعالیم قرآن و روش اهلبیت علیهم السلام سازگار نیست؛

لذا مثلا اگر یک حکیم و لو غیر مسلمان بگوید: این عالم مبدأ و معادی دارد که عالم و حکیم است، قادر و حی است و همه اینها را با تکیه بر عقل و عقلانیت اثبات ‌کند، این در جای خود ارزشمند و معتبر است، هر چند با تعالیم قرآن کریم و معارف توحیدی انبیاء و اولیاء معصوم، به خصوص حضرت ختمی مرتبت  و اولاد طاهرینش علیهم السلام قابل مقایسه نیست.

پس مراد امام این است که بویی از معارف ناب قرآنی که در اوج است، در داده‌های فلاسفه یونان نیست؛ اما نمی‌توان با این حربه به جان فلسفه و عرفان اسلامی افتاد و آن دو را غیر معتبر و احیانا در تعارض با معارف وحیانی و قرآنی معرفی کرد، درست همان کاری که آقای حکیمی انجام می‌دهند.

آقای حکیمی باید این فرمایش امام را در کنار دیگر فرمایشات ایشان بگذارند

(به ویژه، ادامه همین سخنرانی امام را که در صحیفه امام ج ۱۸ ص ۲۶۱ آمده، ببینند، تا مطلب کاملا واضح و روشن شود. مثلا امام در ادامه همین فرمایش و سخنرانی خود، یعنی چندین سطر بعد می‌فرماید: مسائل فلسفى هم همين طور، مسائل فلسفى هم وقتى شما فلسفه ارسطو كه شايد بهترين فلسفه ‏ها قبل از اسلام باشد، ملاحظه كنيد می‌‏بينيد كه فلسفه ارسطو با فلسفه‏ اى كه بعد از اسلام پيدا شده است فاصله‏ اش زمين تا آسمان است در عين حالى كه بسيار ارزشمند است در عين حالى كه شيخ الرئيس راجع به منطق ارسطو مى‌گويد كه تاكنون كسى نتوانسته در او خدشه‏‌اى بكند يا اضافه‏‌اى بكند، در عين حال فلسفه را وقتى كه ملاحظه مى‌كنيم فلسفه اسلامى با آن فلسفه قبل از اسلام زمين تا آسمان فرق دارد. صحیفه امام، جلد ۱۸ ص ۲۶۳) (دقت کنید که این سخن امام، در ادامه همان مطلبی است که آقای حکیمی از امام نقل کرده‌اند!!)

و همچنین آقای حکیمی به عملکرد آن بزرگوار و دیگر آثارشان توجه کنند تا بتوانند مبین و مفسر خوبی برای آراء و نظریات ایشان باشند، وگرنه به آفت و آسیب تفسیر به رأی و نسبت دادن‌های ناصواب و مشوه جلوه دادن بزرگان و منحرف کردن طالبان حقیقت از حق و واقع، دچار خواهند شد.